الملا فتح الله الكاشاني
77
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دروغ و قدريان مجوس اين امتند و بدانكه حق سبحانه امر بتخيير كرد و نهى بتحذير و تكليف را آسان كرد و دشوار نكرد و در تكليف آيات بسيار انزال فرمود و به خدا كه طاعت او را باكراه نداشتند و معصيت او را باجبار نكردند و حقتعالى پيغمبران را ببازى نفرستاد و كتابها بهرزه انزال نفرمود و آسمان و زمين و آن چه در آن ميان است بباطل نيافريد اين گمان بد كافرانست به خدا پس واى بر اينجماعت از آتش دوزخ شامى گفت يا امير المؤمنين پس اين قضا و قدر چيست گفت آن امر خداست بطاعت و نهى او از معصيت و وعد ثواب بر آن و وعيد عقاب بدان و ترغيب بطاعت و ترهيب از معصيت و تمكين از افعال حسنه و خذلان اهل عصيان بر معصيت اينست معنى تعلق قضا و قدر به خدا غير از اين معنى را اعتقاد مكن كه آن موجب سخط و عقوبت خداست و خلود در دوزخ در روز جزا شامى شاد شده برخواست و گفت يا امير المؤمنين ( فرجت عنى فرج اللَّه عنك ) مرا از اين شبهه فرج دادى حق سبحانه ترا از مكاره فرج دهاد و اين ابيات انشا كرد ( انت الامام الذى نرجو بطاعته يوم المآب من الرحمن غفرانا اوضحت فى ديننا ما كان ملتبسا جزاك ربك بالاحسان احسانا ) ابو حنيفه روايت كرده كه من روزى نزد امام جعفر صادق ( ع ) رفتم و او را سلام كردم و چون بيرون آمدم موسى بن جعفر ( ع ) را ديدم كه در دهليز خانه نشسته بود و كتابى در دست داشت و در سن پنج و شش تخمينا خواستم او را امتحان كنم گفتم ( يا بن رسول اللَّه اين يحدث الغريب عندكم ) غريبى كه به شهر شما آيد از براى قضاء حاجت كجا بنشيند فرمود از كنار جويها و زير درختان ميوه دار و پيرامون سراها و راه گذرها و مسجدها دور شود و هر جاى ديگر كه خواهد قضاء حاجت كند چون من اين بشنيدم وقعى عظيم از او در چشم من افتاد گفتم يا بن رسول اللَّه نيكو گفتى مسئله ديگر دارم فرمود بپرس من گفتم معصيت بنده از كيست در من نگريست و گفت بنشين تا ترا خبر دهم من بنشستم فرمود حال معصيت از چند وجه بيرون نيست يا از خداست و بنده هر دو يا از يكى از آنها اگر از خدايست دون بنده خدا از آن عالىتر است كه بنده را بفعلى كه نكرده باشد عقوبت كند چه اين ظلم باشد و حق تعالى از آن منزه است و اگر از خدا و بنده است پس او شريك بنده باشد و قوى اوليست بفعل از بنده پس اين مثل قول اول خواهد بود ( تعالى اللَّه عن ذلك علوا كبيرا ) و اگر فعل بنده است ( فعليه وقع الامر و اليه توجه النهى و له حق الثواب و العقاب و وجبت له الجنة و النار ) پس امر و نهى به او متوجه است و حق ثواب و عقاب متعلقست به او و بهشت و دوزخ براى اوست ابو حنيفه گويد چون اين بشنيدم گفتم ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَاللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ و بدانكه حق سبحانه و تعالى چون بيان اخبار سابقه كرد و اثبات رسالت پيغمبر را نمود در عقب آن حث بندگان كرد بطاعت و فرمود * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى آن كسانى كه گرويدهايد * ( أَنْفِقُوا ) * انفاق